الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

507

الغدير ( فارسى )

قامت خود شرم دارند . - ستارهء مريخ در چهره‌اش پيداست و ماه چهارده‌شبه در وجودش مىدرخشد . - نگاه او دل مرا در كمند اسارت عشق گرفتار و مدهوش كرده است . - مهر او چنانم در كمند گيسوانش افكند كه شيران بيشه را به شگفت آورد و با خود گفتم : با چنين طنابى ، چگونه صيد توان شد ؟ تا اينكه به ابيات زير مىرسد : - حيدر كرار در ميان همهء مردم ، چه پابرهنگان و چه ثروتمندان ، بهترين شخصيت است . - شب آنچنان روز را نمىپوشاند كه مذهب منكرانش پردهء ترديد بر دل مىگسترد . - ديدهء كم‌نور و نابيناى شرك ، چگونه نور ديدهء دين را خواهد ديد ؟ - كافران را با تيغ خود به قتل رساند و آنها را از ديار آشنايان پاك كرد . - نه فقط يك روز به بت لات نزديك نشد ، بلكه خداى را به تقوا و خلوص عبادت كرد ، و بدينگونه رشد يافت . - اسلام را از آن بيمارى كه گريبانگيرش مىشد ، بهبودى داد و از چشمان دين ، حجاب و پرده را برداشت . - در غدير خم ، شاهدان عدل كه هرگز منحرف نمىشوند ، بر حقانيت او گواهى دادند . - آفتاب را پس از آنكه غروب كرده و در پردهء شب پنهان شده بود ، بازگرداند و نماز عصر را به جاى آورد . - آنگاه كه مردم پنداشتند اژدهايى آمد تا آنها را ببلعد ، او با اژدها سخن گفت . « 1 »

--> ( 1 ) . شاعر ما شيخ عبد الرضا مقرى در اين قصايد ، گوشه‌اى از فضايل و مناقب امير مؤمنان را به نظم كشيده كه همه مأخوذ از روايات محكم و صحيح نبوى است . برخى از اين فضايل را در جاىجاى مجلدات گذشته بررسى كرديم ، و تفصيل اين مباحث را در بخش مناقب مسند و مرسل خواهيم ديد .